رفیق سر به هوای من
مرگ عروسکی است بر پیشخوان کتابخانه ام
ومن هر روز صبح به چشمانش زل می زنم
این روزها باهم به تفاهم رسیده ایم
گاهی باهم به سفر می رویم
گاهی کودکانه دعوایمان می شود
ومن قهر می کنم
گاهی در بازی قایم باشک
من چشم می گذارم
واو انقدر گم میشود که تمام عالم را می گردم
رفیق سر به هوای من؛
گاهی در کشمیر
گاهی ورزقان ،
روزی در برلین وپاریس پرسه می زند
فرش قرمز برایش پهن می کنم
وباز بر چشمانم هبوط می کند
بدیهی ترین اتفاق زندگی من
شعر ازآقای حمید خصلتی
عکسهایی از اقای غلامرضا قربانی .به همراه معرفی اشخاص توسط این همشهری بزگوار.
آقایان محمدعلی خلوصی وحاجی حسینی( عکاسی رسولی)

آقایان حسن سروری ٍمحمدسپاهی ٍمحمدعلی خلوصی ٍبصیری ٍعلی گنابادی ٍحاج
حسن مرادی ٍحسین مسکین ٍهژبری ٍعباس سپهری ودیگر دوستان که بنده نمی
شناسم(مدرسه قدیم بیمرغ)

آقایان محمدعلی خلوصی وحاجی حسینی
