واژه شناسی بیمرغ(وجه تمسیه )
بسیاری از نویسندگان واژه بیمرغ را در اثار خود به صورت های گوناگون ثبت کرده اند از جمله در کتاب تاریخ تالیف نورالدین لطف الله مشهوربه حافظ ابرو به قریه بوی مرغ اشاره شده و در بسیاری از کتب قدیمی به همین نام اشاره شده است .ودر بعضی از کتب به واژه های از قبیل بیمورق (فرهنگ ابادیهای کشور،جلد پنجم ،بهمن 1347 صحفه 30).ی بی مرغ و بیمُرغ نیز اشاره شده است که هرکدام دارای معانی خاصی است ویا تغیر نام این منطقه را بتوان به حوادث طبیعی و تحولات تاریخی و شاید خیلی از موارد دیگر که این بنده حقیر از ان بی اطلاع است ارتباط داد
.مثلا:
1)واژه بی مرغ از دو کامه( بی) و( مرغ) تشکیل شده که هرکدام دارای معنایست :
(بی) در ترکی به معنای بزرگ و وسیع و (مَرغ) به معنای دشت و در کل به معنای دشتهای وسیع و شاید علت این نام گذاری به دلیل وجود برخی از ترکمن ها در این منطقه باشدو یا وجو دشت های وسیع اطراف بیمرغ که مردم در زمانهای قدیم برای تفریح به این مَرغزارها می آمدند .
2) واژه بوی مُرغ که فقط دارای معنای خود است :
این واژه نسبت به دیگر واژه ها در کتب بیشتر اشاره شده است و شاید قدمی ترین نام این منطقه دانست
بسیاری از مردم بیمرغ بر این عقیده اند که قرنها پیش در این منطقه زلزله ای عظیم منجر به ویرانی کامل روستا شده و عده ای از مردم در حال عبور از این منطقه با مشاهدی مرغی بر روی جسد انسان در زیر خاک که در حال کنکاش بوده متوجه شدند که در این مکان روستایی بوده یا به مشام رسیدن بوی مرغ این منطقه را با این نام نامگذاری کرده اند . به این داستان تا حدودی میتون صحه گذاشت زیرا گناباد با توجه به ساختار نوع زمین، سرزمینی زلزله خیز است و تا کنون زلزله های عظیمی این شهرستان و نواحی اطراف آن را ویران ساخته (بعد از اسلام 22 زلزله در این منطقه گزارش شده است ) حتی یکبار این منطقه طوری ویران شده که فقط یک طفل زنده ماند . دو مورد از مهمترین و شدیدترین آنها به شرح زیر است .
الف)در قرن هفتم هجری در حدود سال 635
ب)در سال 809 هجری در زمان صفویه( در شبی زمستانی) در حالی که همه مردم در خانه های خود آرمیده بودند بیشتر آبادیهای گناباد در اثر این زلزله به کلی ویران شد .
3) وآژه ی بِِِِِِیْمرغ به معنای : برای مرغ
واژه ای که اکنون برای نام این منطقه به کار برده میشود . بعضی از مردم علت این نامگذاری را وقف این منطقه توسط خان آن جا برای مرغ های امام رضا (منظور کبوتر های امام رضا ) میدانند .
4)واژه بیمرغ :
تلفظ این واژه با واژه قبلی یکی است و امروزه هم به کار میرود .بعضی گویند به لفظ فرس قدیم بَی یعنی خوب و بَیْمرغ یعنی :مرغ (دشت )خوب/یا/ مرغ خوب با توجه به توضیحات محققین مختلف این تعبیر صحیح به نظر نمیرسد البته در مصاحبه که با برخی معمیرن انجام شده گروهی بر این اعتقاد بودند که بَی به معنای بغ= خدای زرتشتیان و بیمرغ در اصل بَیْ بُغ بوده است
5)بیمورق :شاید به همان معنای بی مرغ (چیز زیادی در موردش پیدا نکردم )
این یکی واقعا با نظر شما کامل میشه .حتما نظر بده دوست عزیز